اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

246

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

« همانا دليرى و بخشندگى و كرم ، براى محمد بن قاسم بن محمد است : پانزده ساله بود كه فرماندهى لشكرها را به عهده گرفت ، راستى اين سپهبدى چه قدر بولادت نزديك بود » . وليد ضمن نامه اى به خالد بن عبد الله قسرى عامل خود بر حجاز دستور داد كه هر كس را از مردم دو عراق در حجاز است بيرون كند و نزد حجاج بن يوسف فرستد . پس خالد عثمان بن حيان مرى را به مدينه فرستاد تا هر كس را از مردم دو عراق در مدينه باشد اخراج كند و او هم همه آنان و بستگانشان را در غل جامعه نزد حجاج فرستاد و بازرگانان و غير بازرگانى باقى نگذاشت و اعلام كرد كه هر كس عراقيى را جاى دهد در امان نيست ، و به او خبر نمىرسيد كه يك نفر عراقى در خانه كسى از مردم مدينه است مگر آنكه او را بيرون مىكرد . وليد در سال 95 به حميمه شراة [ 1 ] جزء استان دمشق بيرون رفت و جهتش آن بود كه مادر سليط بن عبد الله بن عباس به وليد شكايت كرد كه على بن عبد الله پسر او را كشته و در باغ منزل خود دفن كرده و روى ( قبر ) او سكويى بنا كرده است ، پس وليد او را بازخواست كرد و به او گفت : آيا برادرت را كشتى ؟ گفت : برادرم نبود ، بنده‌ام بود كه او را كشتم . و عبد الله بن عباس بفرزندش على وصيت كرد كه سليط را ارث بدهد و زن ندهد و گفت : من خود داناترم كه او از من نيست ، ليكن ميراث را از او دريغ نمىدارم . على بن عبد الله در حميمه منزل كرد و پيوسته آنجا بود تا فرزندانى براى وى تولد يافت و صاحب زنان و فرزندان شد و بيست و چند پسر براى او متولد شدند كه بيشترشان در زندگى او مردند و فرزندانش پيوسته در حميمه بودند تا خدا سلطنت بنى اميه را از ميان برداشت . در اين سال يعنى سال 95 حجاج بن يوسف كه 54 ساله بود و بيست سال

--> [ 1 ] ناحيه اى در شام ميان دمشق و مدينة الرسول كه قريه معروف به « حميمه » در آن واقع است .